313 روزه
ورود به ده ماهگیتو در سفر بودیم نشد برات پست تبریک بذارم، امروز عزیز دلم 313 روزه شدی و این روز و بهت تبریک میگم... 313 روز از قشنگترین و زیباترین و شیرینترین روزهای زندگیمو در کنارت بودم، اینو بدون که مامان با تو خیلی خوشحاله و خدا رو شکر می کنه...
91.3.8 اولین بار که با صدا بوسیدی، به سمت عمه فهیمه رفتی و چند بار بوسیدیش...
91.3.9 اولین بار که تنها بردمت حموم، خیلی کیف داد...
91.3.9 اولین باری که متوجه نه نه گفتنات در مقابل چیزهایی که نمی خواستی شدم...
این چند روز تمام توجه ی منو می خوای، تمام حضور منو، یه جورایی مامانی شدی، هر جا باشم هستی، دیگه نمی تونم به راحتی با تلفن صحبت کنم، به راحتی به نت سر بزنم، به راحتی ظرف بشورم، به راحتی آشپزی کنم ... شیرین تر شدی، عاقل تر و باهوش تر شدی، واکنشهات خیلی کاملتر شدن، در کل یه آدم کوچولوی شیرین عسل شدی...

آخه اونجا چکار می کنی؟!
باعث دلگرمیه ما هستی و حضورت برامون انرژیه...





بابایی که هندونه میگیره اول میذاره تو یه سری باهاش بازی کنی...


عزیزم امیدوارم که در زندگیت موفق باشی ...


313 روزه
